به زیستن امیدوارم ولی از زندگی می ترسم !
به خود باوری امیدوارم ولی از خودم می ترسم !
به گذشته ام ( روزگار جبهه ها ) امیدوارم ولی از آینده می ترسم !
به آخرت امیدوارم ولی از مرگ می ترسم !
به این دنیا امیدوارم ولی از جامعه می ترسم !!!
.: باران :.
تاريخ عمليات : 15/1/60
منطقه عملياتي : محور كرخه - دزفول
خسارات وارده به دشمن :
انهدام 15 دستگاه تانك و نفر بر
80 نفر كشته
81 نفر اسير
| مربی تخریب تيپ ويژه شهدا
شهادت : منطقه عملیاتی کربلای ۵ ويژه گي : بسیار متواضع . |
![]() |
برای بزرگنمایی عکس :اینجا را کلیک کنید .
وقتي كسي سيگار مي كشيد يكي از بچه ها بهش مي گفت : اخوي ميخ به تابوت خودت نزن !
كنايه از اينكه مقدمات مرگ زود رس را فراهم كردن .
با دست خود قبر را كندن .
.: باران :.
تاريخ عمليات : 26/12/59
منطقه عملياتي : غرب سوسنگرد
خسارات وارده به دشمن :
انهدام يك گردان تانك و يك گردان مكانيزه
100 نفر كشته
68 نفر اسير
برای ارتباط و مشاهده حرم حضرت عباس (ع) اینجا را کلیک کنید .
توجه ! برای برقراری ارتباط و مشاهده ی حرمین نیاز به صبر و حوصله ی زیادی خواهید داشت . تا آن لحظه می توانید از نظر روحی خودتان را آماده کنید .
التماس دعا
*( چنانچه موفق به مشاهده نشدید اشکال از شبکه تلویزیونی اینترنتی می باشد که می بایست در ساعات کم ترافیک اینترنت سعی مجدد نمایید . )*
.: باران :.
فرهنگ بچه هاي تخریب با منفعت طلبي در تضاد آشكار است ، و آنان هيچ وقت رضاي معشوق را با منافع زود گذر دنيوي تبادل و معامله نخواهند نمود.
بچه هاي تخریب هيچ وقت به وصال نمي انديشد كه وصال نيز جزيي از منافع آنان ميباشد ؛ بلكه رضاي خالق را مي طلبند، حتي اگر در هجران نهفته باشد.
بچه هاي تخریب ، حق انتخابي براي خود قايل نيستند ، بلكه به انتخاب خالق گردن مي گذارند و هرچه او بخواهد عمل مي كنند.
فرهنگ تخریبچی از خود گذشتن است تا مرحله بي نهايت ، اينگونه است كه بچه هاي تخریب منتخب خالق هستند ، نه انتخاب كننده يار!
.: باران نیز خود یک تخریچی است که این کلبه را برای معرفی فرهنگ بچه های تخریب ساخته است :.
( یادش بخیر جبهه )
يكروز يكي از بچه ها كه خيلي با ميل و رغبت غذا مي خورد و به نظر مي رسيد حرص مي زد ، و ملچ و ملوچ هم راه انداخته و انگار حوصله ي بقيه را هم سر برده بود و ..
كسي رو به او كرد و گقت :
اگه تركيدي ما را هم شفاعت كن اخوي !
يعني اينكه بايد به تو اينجوري التماس دعا گفت .
بنده خدا طرف مقابل اصلا به روي خودش هم نياورد و گفت :
رو چشمم !
باشه !
حتما !
( واقعا اين روزها خيلي ها از خيلي چيزها در حال تركيدن هستند و اصلا هم به روي خودشان هم نمي آورند ! ولي شما بگویید که بايد به آنها چطوري التماس دعا بگوييم ؟؟ ) .
.: باران :.
|
معاون تخریب تيپ ويژه شهدا شهادت : انجام ماموریت در پشت جبهه ويژه گي : بسیار صمیمی . |
![]() |
برای بزرگنمایی عکس :اینجا را کلیک کنید .
بعد چی شد ؟
ادامه بده ...
تو چکار کردی ؟.....
دیگه .... ؟؟؟!!!
خلاصه همه با هول و هراس بطرف او خیره می شدند و نگران پایان خاطره بودند که :
ادامه می داد :
آقا " مار " و میگی ؟
نیش میزنه !
.: باران :.
ترکشاً قلیلاً . . . مرخصیاً کثیراً
.: باران :.
فرصت كافي نداشتيم و عمليات شروع شده بود (عمليات نصر 8 - منطقه ماووت عراق ) بعد از اينكه مين ها را خنثي و معبر را باز كرديم يكي از بچه ها خودش را روي سيم خاردار حلقوي انداخت و بچه هاي گردان از روي بدن او عبور كردند و . . . !!!
.: باران :.



