تبليغاتX
بــــــــاران 87 يادمان بچه هاي تخریب
باز فصل تابستان آمد و نتایج کنکور را خواهند زد

اسم ها را در لیست روزنامه ها می نویسند

و خواهند نوشت

سید جواد خوش قلب طوسی

جعفر رجب زاده

سیدمحمود اسلامی

کاظم حسینی

سیدبهزاد طلوع

سیدجعفر علیزاده

و . . .

قبول

اما . . .

سازمان سنجش خبر ندارد که اینان

قبلا قبول شده اند

یادشان گرامی

.: باران :.

نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 7:47 | |

دنیا صحنه امتحان است

و ما امانتی هستیم از خداوند .

چه امروز ...

چه فردا ...

او امانتش را پس خواهد گرفت

پس : چه بهتر که این امانت با افتخار

به او باز گردانده شود !

.: باران :.

نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 7:42 | |

گاهى مى شد آه در بساط نداشتيم، حتى قند براى چاى خوردن، شب پنير، صبح پنير، و ظهر هم خرما. صداى همه در آمده بود. ديگر حرفى نبود كه نثار شهردار و تداركاتچى نكنند. آنها هم در چنين شرايطى لام تا كام نمى گفتند، كه هوا پس بود. طبع شعر همه كه اندرون از طعام خالى داشتند گل كرده بود، از جمله ما: «اى كه دستت مى رسد كارى بكن.» و شهردار كه در حاضر جوابى چيزى از بقيه كم و كثر نداشت مى گفت: «دستم مى رسد جانم و ليكن نيست كار، چه كنم كف دست كه مو ندارد مو چين بنداز، اگر خودم را مى خوريد بار بگذارم.»
:. باران :.
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 11:12 | |

ایثار ! ؟

واژه ای که بوی جنگ می دهد

نفرین بر این جنگ

ایثار ! ؟

واژه ای که بعضی از انسان ها

با آن بیگانه اند

ایثار ! ؟

تداعی شلمچه - فکه - دوکوهه و حاج عمران

و امروز

ایثار ! ؟

یعنی احساس

یعنی عواطف دورغین

و ایثار ! ؟

وسیله ای برای توجیه نیازهای عاطفی !

.: باران :.

نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 22:15 | |