چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
بوی تعفن؛
بوی بد ناشی از کثیف بودن بدن یا لباس به خصوص جوراب و پایی که مدت مدیدی به خاطر دسترسی نداشتن به آب در شرایط خاص منطقهای- مثل خطوط پدافندی که بچهها بیش از یک هفته امکان در آوردن جوراب و نظافت را نداشتند- در پوتین مانده بود.
ضمنا به آن ادوکلن سنگر هم می گفتند .
.: باران :.
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 8:12 |
|
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
حضور در عملیات را خانه ی خاله رفتن می گفتند.
کنایه از حس خوبی که رزمندگان نسبت به جبهه و حضور در عملیات داشتند !
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 10:38 |
|
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
تاريخ عمليات : ۳۱/2/60
منطقه عملياتي : ارتفاعات الله اکبر - شمال سوسنگرد
ميزان پيشروي :۸ کیلومتر
اين عمليات به آزادسازي شمال سوسنگردانجاميد.
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 17:45 |
|
یکشنبه ششم بهمن 1387

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
لحظه هایی که یاد باران ترکش های مین را بیاد می آورد
پس : ای ترکش ها
ببارید .
.: باران :.
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 0:25 |
|

