یکشنبه ششم بهمن 1387

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
لحظه هایی که یاد باران ترکش های مین را بیاد می آورد
پس : ای ترکش ها
ببارید .
.: باران :.
نوشته شده توسط تخریبچی در ساعت 0:25 |
|

